نيمه ديگر
داريوش افراسيابي ــ تورنتو
تصوير كردن ناب مكاشفات درون، گاه چنان دور و دست نيافتني مينمايد كه سالها طول ميكشد تا هنرمندي بتواند با اسب رام نشدني رويا، چشم اندازهاي دامنه هاي وسيع جلوه هاي شور و حالات دروني خويش را، در دشت خيال نظاره گر شود و آنها را آنگونه كه ميبيند به شعر، موسيقي، نقاشي و مجسمه سازي و . . بيان سازد.
بازنمايي جهان به گونه اي كه هنرمند به چشم خويش ميبيندش، دست كم واكنشي است عليه قراردادهاي متعارف اجتماعي كه او را محصور ساخته اند، و قصدش ساختن جهاني آرماني است. اما كنار نهادن قراردادهاي اجتماعي همواره توفاني از خشم و استهزا برپا كرده است، ولي چه باك، كه بر آمد خرد سترگ هنرمندانه، هيچ ربطي به بي دقتي ندارد؛ تلاشي است سنجيده در كشف هماهنگي هاي بديع در ناهمخواني هاي روزمره گي.
مقاومت ها در برابر اين نوع نگرش همواره كار هنر را سخت كرده است. طرحي نو درافكندن و جهان پيراموني را به گونه اي ديگر ديدن، از قدرت تخيل و ابتكار بهره ميگيرد و از آن كساني است كه جسورانه به تجربه ي انديشه ي خود ميپردازند و ترديدي به خود راه نميدهند.
در اين نوشتار سعي بر آن است تا نيمه ي ديگر پنهان هنرمندي كه بدون شك احتياج به معرفي ندارد، بازنمايانده شود. او در جستجوي شيوه ي ديگري براي بيان خود از كاريكاتور، به نقاشي و پيكره سازي روي ميآورد. اين ضرورت تغيير از آنجا ناشي ميشد كه او ميخواست همچون نويسنده اي كه مينويسد، قلم مو را بر بوم بگذارد و الهامات دروني خود را نقش بر آن سازد، و براي رسيدن به آرمان تكامل هنريش از هيچ تلاش و زحمتي فروگذار نكند.
سخاورز را ميگويم . . . كه تا قبل از انقلاب طرحهايش در هفته نامه ي توفيق و بعدترها روزنامه ي اطلاعات به چاپ ميرسيد. جماعت روزنامه خوان آن روزگاران به خوبي با نام وي و كارهايش آشناست، او را به ياد دارد و با وي زيسته است، و امروز نسل جوان دانشگاهي در رشته هاي نقاشي و روزنامه نگاري ايران پايان نامه ي تحصيلاتي خود را بر مبناي طرحهاي وي ارائه ميدهد، كه نياز به بررسي جداگانه دارد. در جستجو و يافتن بيان تازه تري براي ابراز شخصيت هنري، سخاورز به سوي نقاشي و پيكرتراشي روي ميآورد و حد اعلاي كوشش خود را در اين راه ميگذارد تا هنر ناب انديشه هاي خود را با اين دو شيوه ي هنري عرضه سازد.

و اين نيمه ي ديگر پنهان اوست كه حاصل 25 سال مهاجرت سخاورز به خارج از ايران است، و مستقيم ترين نتيجه ي مهاجرت وي، پي گيري مدام و بي وقفه ي او در زمينه ي نقاشي و پيكرتراشي در طول سالهاي گذشته باعث شد كه آثارش در معروفترين و معتبرترين گالريها و موزه ها به نمايش گذاشته شود.
تابلوهايش استادي او را در تصويرگري فرمها و شفافيت سنجيده تركيبات نشان ميدهد. خط مرزهاي مشخص تراش پيكرهاي كار شده، با قصد بازنمايي واقعيت در حد بالاي مهارت و ريزه كاري انجام شده است.

آثار هنري دوره ي مهاجرت سخاورز را ميتوان به طبيعت وحش، منظره، و پيكرتراشي تقسيم بندي كرد، كه در هر بخش تعداد قابل ملاحظه اي كار آفريده شده است.

طبيعت وحش.
تابلوي Waiting for the Dark رنگ و روغن Cougar شير كوهي گويي تكه ي كوچكي از جهان واقع به نحوي ماهرانه روي بوم ثبت شده است، شير كوهي بر روي درخت لميده و در انتظار طعمه ايست كه قرار است شكار شود. استفاده از تاثيرات نور، سايه پردازيها، زيبايي خيره كننده اي به تصوير بخشيده است.
تابلوي "Morning Rain" باران صبحگاهي، رنگ و روغن، پرنده ي كاردينال.
طبيعتي كه به وسيله ي هنرمند در اثرش بازتابنده ميشود؛ انعكاس روح هنرمند، گرايشها و احساسات دروني اوست. سخاورز دقت فوق العاده اي در بازنمايي رنگها و فرمها به عمل آورده است و همين تركيبات بديع است كه تابلو را به اثري فراموش نشدني تبديل ميكند.

منظره
تابلوي "October Melody" رنگ و روغن
تصوير منظره آلاچيقي را در باغ نشان ميدهد. همانطور كه از نام تابلو معلوم است ماه اكتبر ميباشد. پشت زمينه طرح، سايه روشن درختان درهم تنيده، رنگ چمن هاي سبز تيره و برگ زرد درختان، و آفتاب بي رمق ماه اكتبر ــ كنتراست زيبايي ايجاد شده است.
تابلوي "Nocturnal رنگ و روغن، تابلوي شبانه
تابلو غروب بركه را نشان ميدهد با گلهاي نيلوفر آبي. نقاش بيننده را وا ميدارد كه با نگاهي تازه، زيبايي آرام بركه را نظاره كند، و دريابد كه نقاش هنگام تصوير كردن نور و سايه هاي درختان اطراف بركه چه احساسي داشته است.
تابلوي "California Sunshine" رنگ روغن، آفتاب كاليفرنيا
نقاش نور را به خوبي در اين تصوير به كار برده است و حس آفتاب جاندار است. سبزي گياهان با تصوير پلكان كنتراست رنگي گرمي ايجاد كرده است.

"پيكره ها"
"Indian portrait"
در پيكره سر سرخپوست، اكسپرسيوني با بياني قوي خود را مينمايد. صورت استخواني سرخپوست به نظر فوق العاده جاندار و طبيعي جلوه ميكند. سخاورز در برابر ديدگاه تماشاگر غمها و رنج او را با همه ي باريك نگري كه توانسته نشان داده است. آنچه كه در هنر نقاشي اهميت دارد شبيه سازي نيست، بلكه بيان احساسات از راه گزينش درست خطوط و رنگهاست.
در كارهاي سخاورز چيزي كه بيشترين اهميت را دارد آن است كه آثار او بر مبناي گزينش ويژه ي موضوع انجام شده است. يعني مضمونهاي كار شده بر روي تابلوها و يا پيكره ها همگي خاص او بوده اند و با دقت و وسواس انتخاب شده اند.
كشيدن تابلو و يا ساختن پيكره به هدف جلب نظر خريداران آثار هنري و يا منتقدان امري طبيعي و مأنوس مينمايد و براي موفقيت در يك نمايشگاه عمومي ضروري است، اما هميشه اين دشواري وجود دارد كه اگر آثار كسي بيشتر متفكرانه باشد و آثار ساده تر را تحت الشعاع خود قرار دهند، بين آنهايي كه جذب هنر عمومي ميشوند و گروهي كه خواهان هنر پرمايه تري هستند، فاصله اي ايجاد شود، و سخاورز توانسته است در آفرينش آثار خود، پرنده ي خيال را به گونه اي به پرواز درآورد، بي آنكه خوشايند اين و آن بوده و يا بازار گرمي كرده باشد.
شوق تصوير كردن زندگي واقعي در آثار وي، با هر نقشي كه توانسته احساس او را به نمايش بگذارد و شفافيت جهان رويايي اش را نشان دهد كشيده شده است. همانند "gustave Courbet" گوستاو كوربه (1819ــ1877) هنرمند نقاشي كه نمايشگاه خصوصي خود را در پاريس در سال 1855 باز گشود و آن را رئاليسم كوربه نام گذارد. رئاليسم او انقلابي تازه در هنر را بشارت ميداد. كوربه ميخواست هيچ معلمي غير از طبيعت نداشته باشد. منش و خط مشي او تا حدي شبيه "Michelangelo da Varavaggio" ميكل آنجلو كاراواجو بود. به فكر زيبايي نبود بلكه حقيقت را ميخواست." (1)
سخاورز نيز به دنبال حقيقت زندگي است. ارزش صميميت آثار او كه بر بازنمايي طبيعت پاي ميفشرد و آن را چه در تابلوهايش و يا در پيكره ها به نمايش ميگذارد جز اينكه محصول رابطه ي او با طبيعت باشد از اعتراض او بر ضد قراردادهاي پذيرفته شده ي روزگارش حكايت دارد.
رويكرد او به رئاليسم و ظرافت باور نكردني ديد او، آنچنان آرامش و متانتي در تابلوها به وجود ميآوردكه تماشاگر خود را عنصري از طبيعت نقاشي شده حس ميكند. هر آفرينش هنري نتيجه ي برنامه ريزي دقيق و آگاهانه اي نيست، بلكه هنرمند از ديده ها و شنيده ها و خوانده هايش تاثير ميپذيرد و دامنه ي انتخابش گسترده تر ميشود.
آثار او نتيجه ي ساعتهاي بي شمار مطالعه و پژوهش در مكانهاي مختلف و ويژه است كه از اين روي كار وي را از ديگر نقاشان متمايز ميسازد.
سفر به قطب شمال، رشته كوههاي راكي، جنگل انبوه پر باران پاسيفيك ريم و پارك ملي يلو استون و . . . همه و همه او را آماده ساخت تا اندوخته هاي خود را همراه با تجربه و حساسيتهاي فردي خويش درهم آميزد و به آفرينش موضوعات انتخابي بپردازد.
او كار هنري خود را به عنوان روزنامه نگار و كاريكاتوريستي كه ديد سياسي دارد آغاز نمود و جايزه ي بهترين را در بخش نقاش كاريكاتوريست سياسي، تصاحب كرد.
و امروز يكي از طرحهاي سخاورز كه مربوط به طبيعت وحش است از بين تمامي آثار ديگر هنرمندان برگزيده شده است و به عنوان تمبر در كانادا به چاپ رسيده است.
براي ديدن آثار سخاورز ميتوانيد از سايت وي www.alansakhavarz.com ديدن كنيد.
پانويس
1ــ تاريخ هنر E.H.Gombrich ترجمه علي رامين، ص 499