نويسنده ي ديگري زنداني شد


982ImagesImageSmall47.jpg
حسن زرهي

يوسف عزيزی بني طرف را ميگويم. روز دوشنبه 25 اپريل (6ارديبهشت) ساعت دو بعدازظهر چند لباس شخصی مي آيند دم در خانه شان و مي برندش.
روز نخست حوادث اهواز دوستي از ايران نامه الكترونيكي فرستاده بود، و از من و شهروند ميخواست كه با دوست مشتركمان يوسف عزيزي بني طرف حول همان حوادث گفت و گو كنيم. همه ي آن روز را به اين فكر بودم كه گفت و گو با يوسف آيا باعث دردسر او نخواهد شد، بويژه كه او و همسرش سليمه فتوحي از نويسندگان و كوشاگران و مدافعان حقوق بشر، و معترض به حقوق عقب افتاده ي عربهاي خوزستان هستند. گفتم شايد بهتر همان باشد كه بگذاريم اين غائله از غليان بيفتد. حتي دوستي كه از يكي از رسانه ها زنگ زده بود و ميخواست با بني طرف گفت و گو كند، من به همين ملاحظه در تشويق آن دوست نكوشيدم.
دستگيري يوسف عزيزي بني طرف مرا برد به سالهاي نخست دهه پنجاه به دانشگاه جندي شاپور اهواز و به دانشگاه تهران، به همان سالها كه حتي پيش از ديدار يوسف هم من او را ميشناختم. دوست مشتركمان ناهيد از تهران كه ميآمد من و نسرين اولين پرسش مان اين بود كه از يوسف و بچه هاي تهران چه خبر؟ و بعدها يوسف را ديديم. و هر وقت از تهران به اهواز ميآمد، به همت دوست ديگرمان فيصل در خانه ي يكي از وابستگان يوسف و فيصل جماعت اهل فكر و انديشه و ادب آن روزها جمع ميشدند. و يوسف خبرهاي فرهنگي و سياسي و ادبي تهران را ميداد. و ما را در جريان آنچه در پايتخت ميگذشت ميگذاشت. تنها عكس يادگاري آن سالها كه يوسف هم در آن هست عكسي ست كه از مراسم عروسي ما مانده است. و همه جوان و سرشار از انرژي و آرزوي بهبودي آن سرزمين و مردمان هستيم.
982ImagesImageSmall48.jpg
حالا ميگويند يوسف را دستگير كرده اند. براي اينكه در جلسه اي به بانگ بلند گفته است، در خوزستان بيش از 60 عرب را كشته اند و آنها اجازه نميدهند او حرف بزند. ماموران ريخته اند به خانه ي اين زن و شوهر نويسنده و اهل فكر و انديشه و پژوهش و يوسف را با حكمي كه لابد از پيش در جيب آقايان بوده برده اند زندان اوين.
دستگيري يوسف عزيزي بني طرف، نويسنده، مترجم، روزنامه نگار، و يكي از فرزندان برومند آن سرزمين، كه از شريف ترين و عزيزترين هايش هم هست، بيچارگي حكومت را در حل مسائل مملكت نشان ميدهد. يوسف از زمره روشنفكران و نويسندگاني است، كه اگر در يك حكومت لايق ميزيست به دليل ميهن دوستي و فرهنگ پروري اش از او تنديس ها بر گذرها برپا ميكردند.
يوسف در پيوند ميان روشنفكران عرب و غير عرب، در ايجاد حس و علاقه ميان اعراب خوزستان نسبت به ديگر هوطنانش كاري كرده است كه از دست هيچ كس ديگري برنميآيد. او به تنهايي، نه، بايد بگويم با همراهي و همدلي همسرش خانم فتوحي به اندازه ي دهها سازمان عريض و طويل و داراي بودجه هاي كلان به سود آن مردم و ميهن و فرهنگ و فكر كار كرده و تلاش ورزيده است. حكومت ناتوان به جاي سپاسگزاري از اين همه همت براي آن سرزمين و مردمان، يوسف عزيزي بني طرف را به بند و زندان ميبرد.
شعرتابلوي يوسف دارد دوباره در من جلوه گر ميشود. صميميت يوسف در همين شعر ساده و صبور هم هست:
دختران عرب
گل خنده هاي چهره ي خسته زمين
بر بال زخمي عشق
كرانه هاي حرير را مينوردند
سبزه اختران كهكشان سموم
با افول خيمه هاي خوني شب
همراه با نواي روشن شبگير
چو پرده اي از ترانه هاي كار و آب و آفتاب
بر زمينه هاي جنگ و رنگ
در چشم و گوش خاك
گسترده ميشوند
شعر تاريخ شهريور 1361 ــ اهواز روستاي عنافجه را دارد، و صميميت نويسنده و پژوهشگر و مترجم و كوشاگر حقوق بشري را كه حكومت حاضر به تحمل حضورش نيست. يوسف عزيزي بني طرف با فقر مادي و فكري و سنت هاي تباهي گر آن جامعه سرستيز دارد. و اين شعر را پيشاني نوشت مقاله اي كرده بود كه به تحليل قتل هاي ناموسي در روستاهاي خوزستان ميپرداخت.
به يوسف كه ميانديشم، شعرهاي سراسر شور محمود درويش كه به ترجمه ي او در همان دوران جواني خوانده بودم و او هم در همان سالهاي جواني اش ترجمه شان كرده بود در ذهنم زنده ميشوند.
به يوسف كه ميانديشم سلامت و صفا و انسانيت و اعتقادي عميق به حقوق بشر در وجودم شعله ميكشد. سزاي نازنيناني مانند يوسف و ناصر زرافشان و بسياران ديگر زندان نيست. حق آن است كه همه ي اهل انديشه و كوشاگران حقوق بشر در سراسر جهان خواهان آزادي انديشمندان و کوشندگان شريف و خستگي ناپذيري چون يوسف عزيزي بني طرف و ناصر زرافشان شوند. حكومت حتي اگر به خير و صلاح خويش هم ميانديشيد ميدانست آنان كه همه ي همتشان مصروف نيك بختي آن مردم ميشود، سزاوار حبس و حصر و هزار مصيبت ديگر نيستند.
Logo-English-1.jpg
شهروند - شماره ۹۸۲ ۲۹ آوریل ۲۰۰۵ - جمعه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۴


نظرات

اظهار نظر




Remember Me?


                Contact: info [at] radioaida [dot] com
© 2005 Radio Aida :: Design : H&S Media Ltd