«موج نو» و مراسم قدرداني از استاد جعفر والي


969ImagesImageSmall22.jpg
رويا براتي

يکشنبه گذشته کانون فرهنگی هنری "موج نو" مراسم قدردانی از استاد جعفر والی از بازيگران قديمی قبل و بعد از انقلاب برگزار کرد.
در ابتدای مراسم گوشه ای از فيلمهای متعددی که والی در آنها ايفای نقش کرده نمايش داده شد و سپس او از تجربيات خود از تئاتر و سينمای ايران گفت.
والی در ابتدای صحبتهايش ابراز داشت که از فعاليت هنری اش در ايران دل خوشی نداشت: من در ايران هيچ زمانی با خيال راحت کار هنری نکردم، کاری که اينجا در کانادا کردم. مثلا در حين اجرای يک نمايشنامه مجبور شديم بيشتر متن آن را تغيير بدهيم برای اينکه دستور رسيده بود که کلمه آزادی را از همه جملات حذف کنيم. تا جايی که تصميم گرفتم نمايشنامه هايی را کار کنم که ريسک کمتری داشت، بنابراين از نمايشنامه های يونان باستان شروع کردم تا به تئاتر بچه ها رسيدم .در تئاتر کودکان هم وضع بهتر از اين نبود و يکبار به خاطر نقش يک روباه در تئاتر عروسکی به کارگردانی نصرت کريمی در سال 69 نمايش توقيف شد.
969ImagesImageSmall23.jpg

در ادامه والی به پرسشهايی که اعضای کانون داشتند پاسخ داد. او درباره تجربه اش در فيلم گاو گفت: اين فيلم يک کار گروهی با سرمايه گروهی بود و ما می خواستيم کار گروهی را که در تئاتر شروع کرده بوديم و موفق بوديم در سينما هم پياده کنيم، ولی گاو را توقيف کردند و کار ما به نتيجه نرسيد هر چند مدتی بعد فيلم جايزه اول فستيوال ونيز را برد. ما برای اين فيلم زحمت زيادی کشيده بوديم تا جايی که مجبور شديم تمام ديوارهای يک روستا را تعمير کنيم چرا که آن زمان نمايش ديوارهای کاهگلی در فيلم فارسی قدغن بود.
او درباره تجربه اش از فعاليت تئاتری در کانادا گفت: "همراه با عده ای از بازيگران کشورهای مختلف که بيشتر آنها از اروپای شرقی در زمان بعد از فروپاشی بلوک شرق به کانادا آمده بودند در اتاوا کانونی تشکيل داديم و نام گروه را هم Broken English Theaterگذاشتيم. بعدها گروهی از شبکه CBC مستندی از اين گروه درست کرد و بعد از نمايش آن دولت به اين گروه کمک مالی کرد. تمرکز گروه بيشتر روی مسئله مهاجرت و اجرای نمايش هايی درباره آن بود. شايد به اين دليل که کانادا کشوری است که مسئله مهاجرت در آن به وضوح درک می شود و در دنيای امروز از آنجايی که مهاجرتها نه مثل گذشته ها قومی بلکه فردی است، انزوای مهاجرنشين ها چيزی است که ما به آن توجه زيادی کرديم.
او در پاسخ به اين سئوال که تفاوت بازيگری در تئاتر و سينما چيست، گفت: با اينکه اصول هر دو يکی است ولی در نوع ارائه و تکنيک متفاوت هستند. برای بازيگری در تئاتر لازم هست که شخص اصول بازيگری را بداند و بدون آن نمی تواند به روی صحنه برود ولی هر کسی می تواند جلوی دوربين حاضر شود.
بازيگری در تئاتر مثل يک دوی ماراتن است و هيچ اشتباهی بازگشت پذير نيست. در تئاتر چهره به چهره شدن بازيگر و تماشاچی نقش سازنده ای دارد و به نقش عمق و شکل بيشتری می دهد. همچنين بازيگر نياز دارد که اندکی در صدا و حرکات بدنی اش غلو کند و بازيگری که از تياتر به سينما می رود بايد هميشه مراقب باشد که اين اغراق را آنجا پيدا نکند. او درباره مزيت تئاتر برای مخاطب آن گفت: تماشاگر می تواند خودش صحنه تئاتر را مونتاژ کند و حتی تمرکزش را روی يک زاويه روی صحنه يا بازی يک بازيگر خاص قرار دهد.
او درباره دلزدگی بازيگر تئاتر از تکرار ايفای يک نقش به مدت طولانی گفت: بازيگر تئاتر بايد به اين تلقی برسد که هر شب اجرای دوباره يعنی خلق مجدد و اين چيزی است که تئاتر را زنده نگه می دارد و زمينه رشد بازيگر را هم فراهم می کند و اين وظيفه کارگردان است که اين ذهنيت را در بازيگر ايجاد کند. فرق بازيگر خوب با بازيگر معمولی اين است که اولی با هر نقش و هر اجرا و هر برخورد با تماشاگر چيز جديدی ياد می گيرد. با اين همه يکی از خطرات تئاتر اين است که بازيگر دچار تکرارزدگی شود. او در ادامه در درباره تئاتر به عنوان يک هنر گفت: تئاتر ميراترين هنر است و درست در لحظه ای که خلق می شود می ميرد و هيچ چيز از آن نمی ماند و هنرمند تئاتر از اين رو خيلی بی نصيب است و در واقع ايثار می کند. تئاتر را می توان بزرگترين دروغ دنيا و در عين حال زيباترين هنر دنيا دانست چرا که در آن هيچ چيزی واقعی نيست. زمانها، شخصيتها، مکانها و همه چيز در تئاتر تغيير می کند. با وجود اين تئاتر هنر مسئوليست و فقط برای گرياندن يا خنداندن تماشاچی نيست. وقتی که تماشاگر از سالن نمايش بيرون می رود بايد با خود چيزی برای بردن داشته باشد.
969ImagesImageSmall24.jpg

در اين مراسم محمد رحمانيان يکی از کارگردانان مطرح تئاتر ايران که به تازگی به کانادا آمده است نيز حضور داشت و درباره جعفر والی گفت: ايشان استاد من بود و هميشه خيلی قبل از اينکه کلاس شروع شود در راهرويی که کلاس در آن بود حضور داشت و تنها استادی بود که خيلی منظم و سروقت بود.
در پايان مراسم لوح تقدير و همچنين هديه ای از طرف کانون به والی داده شد و او ضمن تشکر از متوليان اين مراسم گفت که ای کاش اين دور هم جمع شدنهای علاقه مندان سينما و تئاتر بيشتر باشد.
کانون فرهنگی هنری موج نو، به همت عارف محمدی به تازگی شروع به کار کرده است و پيش از اين ورک شاپهايی درباره سينما برگزار کرده است. عارف محمدی از اينکه عده ای بدون ثبت نام قبلی به مراسم آمده بودند گله مند بود و گفت: به دليل ظرفيت و جای محدود لازم است که از قبل حتما هماهنگی صورت بگيرد و کسانی هم که ثبت نام می کنند در صورت انصراف حتما اطلاع بدهند که جا برای ديگران فراهم شود.
ــ جعفر والی فارغ التحصيل دانشکده هنرهای دراماتيک دانشگاه تهران و بازيگر فيلمهايی چون «ناخدا خورشيد»(1365)‌، «گلهای داوودي» (1364) و «گاو» (1348) بازيگری و کارگردانی تئاتر را از سال 1336 شروع کرده است. از جمله نمايش های او «اتللو»، «خانه عروسک»، «شنل» و «مرگ همسايه» است. از ديگر فعاليت های او دوبله فيلمهای سينمايی و تدريس در دانشکده هنرهای زيبا بوده است. او مدت ده سال است که در کانادا زندگی می کند.

برگرفته از:

www.shahrvand.com




نظرات

اظهار نظر




Remember Me?


                Contact: info [at] radioaida [dot] com
© 2005 Radio Aida :: Design : H&S Media Ltd