آيا جشنواره است؟

953ImagesImageSmall2.jpgحسين افصحي ـ تورنتو
از من خواستند كه درباره جشنواره تئاتر فجر بنويسم، نشنيده گرفتم. گفتند كه يك حركت مهم هنري در ايران است. هنرمندان تئاتر ايران دارند توليد مي كنند، پس چرا نبايد درباره شان نوشت؟ گفتم وقتي كه انسان دست به قلم مي برد بايد باور داشته باشد تا بتواند با خواننده ارتباط برقرار كند. آيا براي من «فجري » صورت گرفته است كه به جشنواره تئاتر آن بپردازم؟
آيا اصلاً اين جشنواره اعتباري دارد؟ يا حداقل در خدمت مردم است كه درباره اش رايگان تبليغ كنم؟ بمانند بخش بزرگي از نشريه هاي ديگر برون مرزي، چرا ما هم بلندگوي هياهوي بسيار آنها براي هيچ باشيم؟ ... در ناكجا آبادي كه هنرمندان جوان و نيمه راه تئاترش بايد سه شغل ديگر در روز و شب داشته باشند تا بتوانند چند ساعتي را تمرين كنند و نمايشي را به صحنه بياورند ولي در همان ناكجا آباد براي جشنواره فجرشان 40 گروه تئاتري از دنيا دعوت مي كنند، خرجشان را مي دهند و براي دو، سه هفته در هتلهاي گران قيمت ازشان پذيرائي مي كنند كه شايد آبروي نخ نما شده شان، رفو شود. و باز در همان ناكجاآباد، براي گروه هاي تئاتر شهرستاني دعوت شده به جشنواره «فجرشان» فقط هزينه يك شب اقامت در پايتخت را مي پردازند كه فقط نمايش خودشان را اجرا كنند و مهم نيست كه كارهاي ديگري را ببينند چون مجريان مدعي اين هستند كه بودجه نداريم. ولي گروه تئاتر كانادائي شركت كننده در جشنواره امسال مدعي هستند كه ما در تورنتو «گارسون» هستيم و اگر فرصتي بود به كار تئاتر هم مي پردازيم و در اين دو هفته اي كه ميهمان جشنواره بوديم خيلي جالب بود و چند تئاتر ديديم ولي چون زبان را نمي فهميديم زياد به ديدن تئاتر نمي رفتيم. و در مقابل مسئول يك گروه تئاتر سنتي (تعزيه) كه آبروي نمايش ماست مي گويد در شبي كه از سمنان به تهران آمدند، هيچ جا و مكاني براي گروه در نظر نگرفته بودند و آنها مجبور شده بودند با سر كج، چند نفر، چند نفر به خانه اقوام بروند، تا بتوانند فرداي آن روز جشنواره را افتتاح كنند. از اين دست تعريف و حكايت بسيار است.
من در طول و عرض سال درباره كارهايي كه كارورزان تئاتر در ايران انجام مي دهند سعي مي كنم تا جائي كه امكانش هست بنويسم و مي نويسم و اين نشان دهنده اين است كه هرگونه كار تئاتري كه مجيزگوي رژيم نباشد، مورد توجه ماست. با اين حال من تصميم گرفتم كه راجع به جشنواره «فجر» بنويسم ولي نه به آن گونه كه بلندگوي تبليغاتي بدون چون و چراي آنها باشم. راجع به «فجر» مي نويسم اما نكاتي را كه ديگران نمي نويسند و نمي بينند و يا نمي خواهند ببينند و بنويسند زيرا كه منافع شان به خطر مي افتد و تا بوده و هست، چنين بوده است.

اخبار جشنواره تئاتر فجر!
«تئاتر براي همه»
شعار جشنواره تئاترشان براي سال جاري «تئاتر براي همه» است. شعار جالبي به نظر مي رسد بخصوص براي تئاتريها، ولي در كشوري كه نان براي همه نيست، آب، بهداشت و آزادي براي همه نيست و يا به قول يكي از كارگردانان تئاتر در تهران «وقتي اتوبوس براي همه نيست» چگونه مي شود تئاتر براي همه باشد؟ ولي به اين معني نيست كه بايد صبر كنيم همه چيز درست شود و بعد تئاتر داشته باشيم، نه، بدين معني است كه اينها نمي توانند هيچ چيز را ملي كنند، حتي هوا را، چه برسد به تئاتر! و جالب اين است كه امسال كه اين شعار را دادند و قرار است كه تئاتر براي همه باشد خبرگزاري خراسان نوشته است: عليرغم گذشت روزها، سرماي حاكم بر سالن هاي نمايش همچنان ادامه دارد. و يا خبرگزاري ايسنا مي نويسد: با وجود حضور گروه هاي خارجي و اسامي نام آشنايي در ميان شركت كنندگان هفتمين روز جشنواره، سالن هاي نمايش نتوانسته است از استقبالي كه شايسته بزرگترين رويداد تئاتري كشور باشد بهره مند شود. اين موضوع تا حدودي به غايبان بزرگ جشنواره امسال برمي گردد. تا حدودي نيز ناشي از قيمت بالاي بليت نمايش هاست.
بيست و سه جشنواره را پشت سر مي گذارند ولي هنوز انگار نه انگار كه يك دولت و يك كشور قرار است كه جشنواره برگزار كند و همچنان همان مشكلاتي را دارند كه از جشنواره اول داشتند. ايسنا مي نويسد: مسائل هميشه تكراري تمام دوره هاي جشنواره نيز خودنمائي مي كند. تاخير در اجراي نمايش ها، برخورد نامناسب راهنمايان برخي از تالارها، نوشتن زمان نادرست بعضي از نمايش ها در جدول جشنواره و ...

959ImagesImageSmall32.jpg«وحشت»
پديده جديدي كه درجشنواره امسال پديد آمده است، وحشت است و اين بدينگونه است كه هيئت بازبيني قبل از اجرا به ديدن نمايش مي آيند و كاري كه قرار است تا چند ساعت ديگر اجرا شود مورد بررسي قرار مي گيرد و قلع و قمع مي شود و بعد به اجرا مي رسد. در روز افتتاح، كار «بهزاد فراهاني» دچار اين سرنوشت شد و بالاخره چاقو دسته خود را بريد و دو روز بعد براي يك نمايش ديگر و نمايش ديگر ... جائي كه خانم الهام شكيب در مورد بازبيني قبل از اجرا به خبرنگار «مهر» مي گويد: ما خودمان در كارگاه سه اجرا بايد انجام مي داديم. ساعت 50: 12 آمدند براي بازبيني نمايش، در حالي كه مدت زمان كمي به اجراي تئاتر براي تماشاگران وجود داشت. به خاطر فاصله زماني اندك بين دو اجرا، هيچ انرژي جهت اجراي اصلي براي ما باقي نمانده بود. و جالب توجه است كه اين هيئت بازبيني در حقيقت دارد كارهاي هيئت بازبيني قبلي را نظاره گري مي كند.

در اينجا اين پرسش پيش مي آيد كه آيا اين گروه هاي ميهمان از اروپا و كانادا و آمريكاي آزاده خبر دارند كه اين بلايا بر سر كارورزان تئاتر ايران مي آيد؟ و يا باز هم برايشان مهم نيست و به كارشان ادامه مي دهند؟ ياد خاطره اي از جشن هنر شيراز افتادم. در سال 1351، در جشن هنر شيراز مهماناني از تمام دنيا حضور داشتند كه برخي از آنها عبارت بودند از «فرناندو آرابال»،959ImagesImageSmall34.jpg «باب ويلسن»، «ويكتور گارسيا» و ... آنها وقتي كه به ايران رسيدند پس از مدت كوتاهي متوجه شدند كه آزادي خواهي به نام «مهدي رضائي» در زندان است و قرار است اعدام شود. سپس فرناندو آرابال (نويسنده نمايشنامه هاي همه عطرهاي عربستان، پيك نيك در جبهه جنگ و ...) به همراه باب ويلسن و ويكتور گارسيا نامه اي نوشتند و قرار شد در شبي كه در باغ ارم از طرف ملكه ايران (فرح ديبا) دعوت شده بودند، به وي بدهند. در آن نامه خواسته بودند كه ملكه واسطه شود كه شاه از اعدام «مهدي رضائي» چشم پوشي كند. اما وقتي كه خبر اعدام فردا در روزنامه ها چاپ شد و اين هنرمندان مهمان بغض را در چشم بخشي از ميزبانان ديدند متوجه شدند كه اين اتفاق افتاده است. دگرگون شدند و آرابال گفت: «ديكتاتور اگر رحم داشت كه ديكتاتور نبود.» اين هنرمندان آن شب به مهماني ملكه نرفتند و در بازگشت به كشورشان آرابال گزارشي درباره جشن هنر شيراز در «اشپيگل» مجله پر تيراژ آلمان چاپ كرد. در پايان گزارش به اعدام مهدي رضائي اشاره كرد و چنين نوشت: «اعدام رضائي سايه مرگباري بر برنامه هاي فوق العاده جشن هنر شيراز در تخت جمشيد افكند.»
و يا بعد از اين اعدام، قرار بود رابرت ويلسن، طبق معمول جشن هنر براي بحث و گفتگو با تماشاگران با گروه خود به دانشگاه پهلوي برود. همكاران ايراني زير بازوي او و چند هنرپيشه اش را كه چشم هاي خود را با پارچه سياه بسته بودند، گرفته به سالن آوردند. ويلسن تمام مدت گفتگو نوار سياه به چشم داشت. برخي از تماشاگران و روزنامه نويسان معتقد بودند كه آن هم نوعي تئاتر بوده است. اما آن عده كه حقيقت را مي دانستند آهسته به ديگران گفتند: «ويلسن و يارانش با اين حركت همبستگي خود را با خانواده رضائي و همه مبارزان آزاديخواه اعلام مي كنند.»
آيا ميهمانان خارجي و ايراني جشنواره فجر به اين مسائل فكر مي كنند؟ و يا از منافعشان حاضرند صرف نظر كنند.

959ImagesImageSmall33.jpgميهمانان خارجي يا اسير؟
مسئول حراست تئاتر شهر (حاجيلو) به خبرنگاران گفت: طبق دستور دبير تئاتر شهر آقاي پارسائي، خبرنگاران تنها مي توانند با برخي از گروه هاي خارجي مصاحبه كرده و يا از آنها عكسبرداري كنند همانهايي كه جشنواره صلاح ميداند. يعني اينكه مصاحبه با مهمانان خارجي بايد قبلاً از طريق دفتر جشنواره اجازه گرفته شود و بعد به سراغ مهمانان بروند. چون بخشي از مهمانان نمي خواهند مصاحبه كنند! (چرا؟ توضيح داده نشده است.)
در همين رابطه مصاحبه با گروه هاي خارجي در محدوده تئاتر شهر با مشكلات فراواني مواجه است. به طوري كه در يكي از روزهاي جشنواره، يكي از خبرنگاراني كه با مترجم گروه تئاتر «اسرار شبانه» آلمان، قبل از اجراي اين نمايش براي مصاحبه با كارگردان وقت گرفته بود و عليرغم اعلام روابط عمومي تئاتر شهر كه خبرنگاران مي توانند به راحتي با كارت خود در تالارها و راهروهاي تئاتر شهر تردد كنند و با افراد مورد نظر خود مصاحبه كنند، ولي ماموران حراست تئاتر شهر اجازه ورود به اين خبرنگار را ندادند و دوربين او را ضبط كردند. وقتي كه به اين كار اعتراض شد، گفتند كه اظهارات روابط عمومي تئاتر شهر در مورد مهمانان خارجي صدق نمي كند و بايد از طريق دفتر جشنواره اجازه كتبي براي مصاحبه داشته باشيد.

959ImagesImageSmall35.jpgدرگيري فيزيكي، بعد از اجراي نمايش
نيروهاي حراست تالار رودكي (وحدت) با ضرب و شتم يك تماشاگر آخرين اجراي نمايش جشنواره را به پايان بردند.
به گزارش «خبرگزاري مهر» پس از اجراي نمايش «كارمن فونير» در ساعت 23 شب يكي از تماشاگران كه خود بازيگر تئاتر نيز هست و به درخواست كارگردان و مترجمش درمحوطه اجرا منتظر دريافت بروشور و كارت نمايش و گفت و گو با اين كارگردان ايستاده بود با برخورد ناشايست ماموران حراست مواجه شد. اين برخورد به درگيري فيزيكي و زخمي شدن و خونريزي صورت اين تماشاگر منجر شد.
زد و خرد در مقابل چشمان حيرت زده برخي از ميهمانان خارجي جشنواره از جمله «جين فرر» نماينده «آي.تي.آي» انگلستان و بازيگران نمايش «كارمن فونير» اتفاق افتاد.
برخورد ناشايست ماموران حراست گريبان خبرنگار «مهر» را نيز گرفت و يكي از ماموران حراست با ورود بدون اجازه به محل گفتگو با «ژوكوتاك» كارگردان نمايش، ضبط خبرنگار را به بهانه نداشتن مجوز كتبي از دبير جشنواره مصادره كرد و مانع گفتگوي وي با كارگردان شد.
كارگردان اين نمايش كه به دليل رخ دادن اين اتفاقات به شدت متاثر شده بود، پس از فراهم شدن امكانات مصاحبه دوباره با خبرنگار مهر، درخواست كرد تا اين مصاحبه به روزهاي ديگر موكول شود.

بليت مهمان عامل درگيري شد!
در يكي از اجراهاي نمايش در جشنواره «فجر» به علت پخش بيش از اندازه بليت نمايش در بيرون سالن درگيري به وجود آمد. بنا به گزارش خبرگزاري مهر علت اصلي اين درگيري توزيع بيش از حد بليت مهمان و عدم امكان حضور تماشاگراني كه بليت خريده بودند براي سالن 120 نفره چهارسو بود. كساني كه بليت خريداري كرده بودند معترض شدند و درگيري به اندازه اي بالا گرفت كه ماموران حراست تئاتر شهر عاجز از آرام كردن تماشاگران شده و از پليس 110 كمك گرفتند. در نتيجه پليس تماشاچيان بليت خريداري كرده را متفرق كردند و كساني كه بليت مهمان داشتند به سالن رفتند.

اجرا در سالن خالي!
در اجراي نمايش «هنگامي كه بلبل از خواندن مي ايستد» در سالن تئاتر شهر كه با استقبال تماشاچيان روبرو شده بود بعد از 20 دقيقه در سالن فقط 10 نفر تماشاچي باقي مانده بود. اين نمايش كار مشترك فلسطين و اسكاتلند بود كه گويا هيچ ارزش تئاتري نداشته است.

و چند خبر كوتاه:
«فابين ژانتي» مدير يكي از تئاترهاي پاريس (فرانسه) در سخنراني و مصاحبه مطبوعاتي خود اعلام كرد كه در همه جاي دنيا سانسور وجود دارد كه چند تماشاچي به اين گفته اعتراض كردند و گفتند كه شرايط تئاتر ايران با فرانسه و همه جاي دنيا فرق دارد.
ــ يك نمايش چند بار بايد بازبيني شود؟
ــ تماشاگران «تهمت» بيش از يك ساعت انتظار كشيدند.
ــ تعداد صندلي هاي خالي در تالار مولوي هر روز بيشتر مي شود.
ــ تماشاگران «مفتش» كه به علت خاموشي برق از نيمه، موفق به ديدن نشدند در عوض به سالن نمايش «سيرك» از لهستان فرستاده شدند.

اين هفته به علت محدود بودن جا، خبر و نقد تئاتري به نام «يادي از گذشته» را كه مربوط به نوشته هاي تئاتري در 60ــ50 سال پيش است نداريم و از هفته آينده به طور مرتب خواهيم داشت و اگر شما هم نوشته اي داريد، ممنون مي شويم با ما همراه شويد.

بر گرفته از :سايت شهروند


نظرات

اظهار نظر




Remember Me?


                Contact: info [at] radioaida [dot] com
© 2005 Radio Aida :: Design : H&S Media Ltd