یهزاد رنجبران در لندن

26 سال پیش هنگامی که نظام جدید بر قدرت تکیه زد خشم و قهر فرهنگی خود را نسبت به همه مظاهر فرهنگ غرب ارام ارام بیان و اجرا نمود ، و در مقابل توصیه مینمود که بر ارزشهای سنت و هویت فرهنگ
خودی باید روی اورد. اما در این ورطه نیز به بخشی از میراث فرهنگی توجه میگردید انهم بخشی که بتوان از طریق اسلام و تفسیر اسلامی ایدئولوگ های مذهبی سیاسی برای ان مشروعیت یافت .
به همین خاطر هر ان چه با فرهنگ معاصر جهانی امتزاجی را بیان میداشت نفی و مردود شمرده میگردید.
موسیقی سمفونیک ، باله ، موسیقی کلاسیک جهانی ، پاپ ، و جاز( به طور مثال ارکستر جاز فولکلور محمد اوشال، و یا انسمبل مارسل استپانیان) تعطیل گردیدند .
بازگشت به سنت که از دهه 50 اغاز شده بود و با انقلاب اسلامی قدرت اجراییه نیز پیدا نموده بود توانست
تمامی فعالیتهای هنر موسیقی را در اغازه این دگرگونی اجتماعی-سیاسی تحت سیطره خود بگیرد.
موسیقی ارکستری در طی سالهای بعدی توانست ارام ارام شروع به کار و اجرا به پردازد اما با ارکستری
بسیار ضعیف و ناقص.
به دلیل عدم آشنایی ایرانیان با موسیقی علمی از یکسو و به دلیل متاثر بودن ایرانیان از ارزشهای سنتی و به عقیده من هنر مصرفی و تفننی ، هرگز آفرینده گان هنر نوین و جهانی موسیقی نتوانستند چه در برون مرز و چه درون مرز جایگاه در خور و شان خود را بیابند . حتی نتوانستند مورد شناسایی فراتر از یک دایره کوچک و اقلیت هنری و روشنفکری قرار بگیرند.
رسانه های ایرانی در چهار گوشه جهان تمایل و یا شناخت چندانی نیز بدین فرهنگ از خود نشان نمی دادند.
نتیجه این شد که نسلی خاموش گردید ، گروهی به کار اجباری و سالوسانه و مداح گرایانه کشانیده شدند،
گروهی با حد اقلی از امکانات سازش نمودند و بود و هستی افرینشهای خود را در این جا و ان جای به اجرا و نمایش گذاردند و نسلی دیگر شنونده گان و علاقمندان به اثار خود را خارج از ملت خود جستجو نمودند .
این حادثه تاریخی باری دیگر قادر گردید بر وحدت و همچنین روند تکاملی هنر موسیقی ایرانی تاثیر
اجتماعی خود را بگذارد. از یکسو خانواده موسیقی ایران پراکنده میشود و از سوی دیگر از دایره شناخت و حمایت مردم خود برخوردار نمی گردد. هر انچه اما باقی میماند انواع موسیقی تفننی و تجاریست که بر مدار
تکرار و تقلید نوعی از رخوت و یکنواختی فرهنگی را در افرینش نمایی خود بر ذهن اجتماعات ایرانی درگیر در نوستالژی و یا مغروق حوادث معاصر حادث میسازد .
انسان فرهیخته معاصر به نیکی میداند که در کتاب میراث فرهنگی فردازیان این مرز و بوم هیچ یک از این نشانه های تفنن جایگاهی در خور اعتناع نخواهد داشت ، یا باید چند برگی از این کتاب را خالی نگاه داشت و یا با تکیه بر افرینش های حقیقی انرا به ثبت رساند .
در راستای چنین اندیشه و ضرورتی بود و هست که همواره بر انیم که تلاشگران و چالشگران فرهنگ نوین را به صحنه و در میانه اجتماعات ایرانی خود مهمان کنیم و با بود و چگونه گی این هستی اشنا گردیم .
بدانیم که فرهنگ از سر تکرار و برپایی موزه ها شکل نمی یابد بلکه چگونه گی دخالت همه ما را در افریدن و حمایت از افرینشها طلب میدارد . کافی نیست و هر گز نیز نخواهد بود که با تکیه بر میراث فرهنگی خود و افرینش های پیشینیان مان تعریفی معاصر از خود بدهیم ، نه، اینگونه ما تنها داریم هویت پیشینیانمان را به رخ دیگران میکشانیم . اما برای بیان اندیشه ، عاطفه، و حضور فرهنگی خود میبایست بر افرینشهای نوین و معاصرمان تکیه نماییم ، نکته ای که به تاسف هر گز محور اندیشه ما ایرانیان قرار نگرفته است .

بهزاد رنجبران در لندن

بهزاد رنجبران را از 27 سال پیش میشناختم ، در سالهای بعد هر یک از ما به گوشه ای پرتاب شدیم و هر یک به گونه ای در صحنه هنر ایفای نقش نمودیم . بهزاد بیش از نیمی از عمر خود را خارج از مرزهای ایران گذرانید . پس از اتمام تحصیلش در کنسرواتوار موسیقی تهران راهی امریکا شد و در دانشگاه ایندیانا و سپس تا اخذ دکترا در جولیارد نبوبورک به تحصیل پرداخت . و هم اکنون در همین دانشگاه نیز تدریس میکند .
بهزاد رنجبران سالهاست که به عنوان اهنگسازی برجسته از طرف ارکسترهای به نام جهان مورد شناسایی قرار گرفته و دعوت به همکاری میشود رهبران نامی جهان این نام را به نیکی میشناسند ، و چه زیباست که همکار و هموطن من ایچنین به شهرت می رسد . اثاری چند از او انتشار یافته اند که هر یک نقد مطبوعات جهانی را به دنبال خود داشته است . بهزاد هرگز کتمان ننمود که ایرانیست و از ریشه های فرهنگی خود نه تنها گریزی نداشت بلکه با گذشت عمر پیوند عمیقتری نیز می یابد . اخرین اثرش 3 قطعه سیمفونیک بر روی
شاهنامه فردوسی ساخته میگردد . پرشین تریلوژی نام این مجموعه جدید است که توسط ارکستر سیمفونی لندن به رهبری جوان فولتا اجرا میگردد .
این سی دی شامل سه اثر سیمفونیک بر روی داستانهایی چون هفت خوان رستم،سیمرغ،و خون سیاوش میباشد . بهزاد رنجبران به لحاظ ارکستراسیون (سازبندی) و رنگ امیزی موسیقی و همچنین طرح هارمونیک با قدرت بی نظیری توانست خود را به مثابه یک اهنگساز نوین معرفی نماید . موسیقی او همچون خود او و روح بی الایشش دلپذیر و صمیمی ست ، و از داستان و همچنین خود او بیگانه نیستند .
او برای نمایش تبحر و قدرت اهنگسازیش خود را در ورطه مصنوع و منتزع از عواطفش نمیکشاند بی جهت
بر تکنیک و افکتهای صوتی تکیه نمی کند و از هرگونه بیهوده گویی نیز پرهیز میکند . او اندیشه و عواطفش را در تولید و افرینش اثر مرعوب سبک و فرم های حاکم بر موسیقی مدرن جهان نمیدارد تا از این طریق
تایید گردد ، هیچ مانعی نمی بیند اگر در افرینشی نئورمانتیک است و در افرینش دیگر احتمالا امپرسیونیست و یا..... در موسیقی بهزاد رنجبران همه چیز بر تعادل استوار است ، خشم،قهر،عشق،و شادمانی در روایت داستانی که او در موسیقیش به عاریت میگیرد هر گز او را به فراز و نشیبهای بیمورد رمانتیک نمی کشاند .
این مجموعه شاید اولین اثر سیمفونیک بر روی داستانهای شاهنامه نباشد اما بیشک یکی از بهترین های ان به شمار می اید .
برای معرفی این سی دی و بهزاد رنجبران به ایرانیان ساکن لندن و سپس از طریق رادیو ایدا به همه ایرانیان
از او دعوت نمودم به لندن بیاید و شبی را با علاقمندان فرهنگ نوین ایران بگذراند .
به همین مناسبت و به مناسبت افتتاح رادیو ایدا از دوست فرهیخته خود محمود خوشنام پژوهشگر و منتقد هنر و موسیقی و فرنوش بهزاد دوست هنرمندم و رهبر ارکستر سیمفونیک نیز دعوت نمودم در این جلسه حضور یابند ، همه امدند و چه صمیمی و بی الایش هر یک در معرفی موسیقی و اندیشه خود با مردم سخن گفتند.
محمود خوشنام از انکشاف موسیقی نوین ایران تا به امروز سخن گفت و در اندک زمانی قادر گردید تاریخ صدها افرینش و چندین دهه از کار و تلاش را به هموطنانش معرفی نماید.
فرنوش بهزاد در مورد سازهای اساطیری و شاهنامه سخن گفت و همه حاضرین و ما را با درکی و نگاهی تازه بدین پدیده کهن مواجه ساخت .
بهزاد رنجبران بسیار ساده و صمیمی از اندیشه ای کودکی اغازید و سخن گفت که با دماوند و دیو و سیمرغش
و رستمس پیوندی نگسستنی یافته بود تا سر انجام در میان سالیش این پیوند سر بر افراشت و حماسه دیگری را بر اساس حماسه فردوسی افرید .
بهزاد رنجبران به یکایک اثار و موومنتهای این سی دی همراه با پخش صدا و تصویر می پرداخت و تماشاگران نیز از این طریق بهتر می توانستند با اندیشه ها و خود اثر ارتباط بر قرار نمایند .
نقطه اوج این بخش از برنامه نمایش بخشهایی از باله نشویل بر روی اثر رنجبران به نام خون سیاوش بود .
بهزاد رنجبران به توضیح اجزائ این اثر و اجرا می پرداخت . طبعا ما به دلیل تقبل و اجرای قانون کپی رایت جهانی نمی توانستیم تصاویر کاملی از این بالت را نشان بدهیم و به دقایقی چند از هر صحنه بسنده نمودیم .
شما میتوانید مشروح این برنامه را در رادیو ایدا گوش نمایید .
www.radioaida.com
حضور بهزاد و دیگر یاران هنریم در این شب فراموش نشدنی شاید سر اغازی باشد که ما را به اندیشه وادارد
و از خود به پرسیم چرا این فرزانه گان معاصر هنر خود را نمی شناسیم ؟ و ما هنرمندان و افریننده گان بدانیم که باید پای به پیش بگذاریم و با مردم خود اشنا بشویم و با انان سخن بگوییم . دوستان من باور کنید مردمی که
شاملو و نیما را تنها نگذاشتند توانایی بیشماری را در کسب و جذب دانش هنر نوین دارند.
باید از گسستهایی که بر ما حادث ساختند بگذریم و بر پیوند ها تکیه نماییم .

سیروس ملکوتی


- اجازه میخواهم از همه کسانی که صمیمانه در انجام پذیری این برنامه ما را یاری رساندند تشکر نمایم:
-کتابخانه مطالعات ایرانی ( دکتر اجودانی- دکتر بقایی )
- بهزاد تبریزی
-منوچهر حسینی پور
این برنامه همچون بسیاری دیگر از برنامه ها با حمایت مالی و معنوی خانم جمیله خرازی انجام گردید.


15.jpg

فرنوش بهزاد ، بهزاد رنجبران

16.jpg

سیروس ملکوتی، بهزاد رنجبران

17.jpg

سیروس و بهزاد همراه با محمد اوشال رهبر و مدیر ارکستر جازفولکلوریک پیش از انقلاب

3.jpg

سیروس و بهزاد همراه با ویدا عدالت مدرس و نوازنده سنتور و از فارع التحصیلان هنرستان ملی

4.jpg
سهیلا قدس طینت نویسنده هنگام گرفتن امضاء بر روی سی دی بهزاد رنجبران


11.jpg
محمود خوشنام و بهزاد رنجبران در دفتر رادیو ایدا

9.jpg

بهزاد رنجبران هنگام معرفی اثار خود
5.jpg

Picture 238.JPG

بهزاد تبریزی

Picture 246.JPG

محمود خوشنام و ماشا الله اجودانی
8.jpg
6.jpg
13.jpg



نظرات

اظهار نظر




Remember Me?


                Contact: info [at] radioaida [dot] com
© 2005 Radio Aida :: Design : H&S Media Ltd