حسين افصحي ـ تورنتو
انشاالله اين يكي دروغ راست باشد!

حسين افصحي
باخبر شديم كه جلسه اعتراضي كارورزان تئاتر براي تخليه اداره برنامه هاي تئاتر در همان روز تخليه قرار بود برگزار شود كه از طرف رئيس اداره كل ارشاد استان تهران خواسته شد جلسه به يك هفته بعد موكول شود.
مهرداد بيات، معاون اداره برنامه هاي تئاتر ضمن تشكر از حضور هنرمندان به واسطه همبستگي با اداره تئاتر گفت: زماني كه اداره كل ارشاد اصرار داشت كه اين مراسم از روز يكشنبه به روز چهارشنبه موكول شود، هرگز تصور نمي كردم كه اين تجمع اعتراض آميز تبديل به جشن شود.
بله بهرحال در آن روز اعتراض اعلام كرده اند كه ساختمان اداره برنامه هاي تئاتر خريداري شده است و ديگر نيازي نيست كه تخليه شود و در خاتمه مالك ساختمان آقاي تدين گفتند: ما به دليل مشكلات مالي قصد فروش اين مكان را داشتيم اما خوشحاليم اين ساختمان براي هميشه در اختيار تئاتري ها قرار گرفت و اميدواريم هميشه در اينجا برنامه هاي شادي اجرا شود.
تا اينجاي قصه، بسيار خوب و جالب است و جاي تبريك براي كارورزان تئاتر دارد كه بالاخره بعد از سالها مستاجري، صاحب خانه خود شدند. ولي اميدواريم كه اين واقعيت باشد زيرا كه در عرض 10 سال اخير اين سومين باري است كه اعلام شده است اين مسئله حل شده و ساختمان در اختيار اداره برنامه هاي تئاتر خواهد بود. آيا اين فقط به خاطر اين نيست كه بتوانند جشنواره فجرشان را برگزار كنند و دوباره چند ماهي بعد از جشنواره، صداي مالك ساختمان بلند شود و دوباره حكم تخليه گرفته شود و دوباره داستان پردازي آغاز شود كه ارشاد بودجه خريد ندارد و ... بهرحال مارگزيده از ريسمان سفيد و سياه مي ترسد. و چون اين تكرار تكرار است و از آن تاريخ تا امروز هم هيچ اتفاقي كه مبين خريد ساختمان باشد، رخ نداده است و حتي خانه نمايش هم جرأت به آغاز اجراي نمايش نمي كند، به همين خاطر مي گوئيم انشاالله حداقل اين بار هم كه شده اين دروغ شما راست باشد.
بهرصورت در جلسه تجمع كارورزان تئاتر كه تبديل به جشن كارورزان خوش خيال تئاتر شد، يكي از بازيگران قديمي تئاتر و يكي از كارمندان سابق اداره تئاتر محمدعلي كشاورز چنين گفت: ما دوره جواني مان را در اين ساختمان گذرانديم. من در سال 58 بازنشسته شدم. آن زمان اداره تئاتر در شهرستان ها هم خيلي فعال بود، اما متاسفانه اكنون چنين نيست و بچه هاي شهرستان در طول جشنواره تنها يك شب در تهران مي مانند و برنامه خود را اجرا مي كنند و ديگر كارها را نمي توانند ببينند. وي در ادامه سخن خود به رئيس اداره كل ارشاد استان تهران گفت: متاسفم كه بگويم بسياري از اسناد و مدارك آرشيو اداره تئاتر از اينجا خارج شده و هيچ معلوم نيست چه كسي اين كار را كرده است.

محمدعلي كشاورز در رابطه با جذب تماشاچي براي تئاتر به اين نكته اشاره كرد: بعد از كودتاي 28 مرداد تئاتر دچار ركود شديدي شد، درست در آن زمان كاركنان اداره برنامه هاي تئاتر با انجام كارهاي تلويزيوني مردم را به تئاتر بازگرداندند، امروز هم بايد كار كنيد تا دوباره چنين اتفاقي بيفتد. زيرا لازم است كه اين مكان مانند ديگر كشورها تبديل به يك مركز ملي و موزه تئاتر شود.
نمايش ايراني ــ آلماني در فستيوال «رقص» مونيخ
در خبر آمده است كه محصول مشترك ايران و آلمان به جشنواره «رقص» مونيخ رفته و توانسته به عنوان كار برگزيده جشنواره مونيخ انتخاب شود. البته يادتان باشد که اين جشنواره يك فستيوال غير رقابتي است! در جشنواره اي كه رقابتي نبوده و فقط فستيوال كارهاي رقص است، نمايش مشتركي از ايران و آلمان كار برگزيده جشنواره مي شود. حالا اين كار چيست؟ جريان كار مشترك در كجاست؟ خانم «هلنا ودرمن» به عنوان يك كارگردان زن تئاتر آلمان به ايران دعوت مي شود، زيرا كه ايشان مي خواهند فرهنگ و تفكر ايراني را به كشور خودشان منتقل كنند و به خاطر همين هم بودجه اين انتقال را در اختيار او قرار مي دهند تا به همراه هنرپيشه هاي ايراني، كار مشترك ايران و آلمان انجام شود و اولين اجراي آن در جشنواره «رقص» مونيخ اجرا شود. اجراي اين نمايش چندين قصد را دنبال مي كند و در واقع براي مسئولان چند امتياز دارد:
1ــ در جشنواره مونيخ، نشان مي دهيم كه نمايش ــ رقص و يا خود رقص در ايران ممنوع نيست و بازيگران ايراني چگونه در نمايش ــ رقص شركت مي كنند و كارشان هم كار برگزيده مي شود.
2ــ كار مشترك كرده ايم، حتي اگر همه بودجه آن كار را خودمان فراهم كرده باشيم و دستمزد بسيار بالايي هم به خانم «هلنا ودرمن» داده باشيم. چه اشكالي دارد كه گروههاي خودي امكانات اجراي نمايش نداشته باشند و يا از اجراي نمايش در سالهاي قبل هنوز هيچ چيزي دريافت نكرده باشند و طلبكار باشند.
3ــ كارگردان هايي كه مدعي كارگرداني هستند به ايران هجوم مي آورند چون قبل از خانم «هلنا ودرمن». آقاي «برتو برچلي» آمدند و كار مشترك فرهنگي ايران ــ آلمان ــ ايتاليا (عروسي خون) را بر روي صحنه اروپا بردند، آن هم با همين فرم. كارگردان هاي ايراني كه كار نمي كنند مهم نيست، چون خارجيها بيشتر مي توانند از نظر تبليغي برايشان كارساز باشند.
در اين نمايش پانته آ بهرام، سيما تيرانداز، مهشاد مخبري، زهره آقالو و ... همكاري دارند و قرار است همين نمايش در بخش نمايشهاي خارجي جشنواره فجر هم اجرا شود.
مهين اسكوئي در بيمارستان
خانم مهين اسكوئي يكي از بانيان تئاتر نوين ايران دو هفته اي است كه در بيمارستان بستري ست، علت بستري شدن او هنوز اعلام نشده است. مهين اسكوئي يكي از زنان آكادميسين تئاتر ايران است. مهين طالقاني (اسكوئي) در پانزده سالگي كار تئاتر را شروع كرد و درباره اش نوشته اند:
مهين طالقاني (اسكوئي) دختر پانزده ساله اي كه هميشه درنمايشهاي مدرسه ايفاي نقش مي كرد. اين دختر 15 ساله كار هنري خود را با اركستر «بانو روحبخش» كه خاله اش است به عنوان خواننده گروه كر آغاز مي كند و در همين اجراهاي اركستر هست كه با مصطفي اسكوئي 22 ساله آشنا مي شود و در سال 1324 با او ازدواج مي كند. اولين حضور او در گروه «تئاتر سيار هنرپيشگان ايراني» به دعوت استاد نوشين بود، و نوشين نام «سهيلا» را براي او انتخاب کرد و مهين اسكوئي از آن پس تا زماني كه با گروه نوشين همكاري مي كرد به اين نام شهرت داشت.

مهين اسكوئي در نمايش «روسپي بزرگوار» اثر «ژان پل سارتر» به كارگرداني «نوشين» مي درخشد و چهره متفاوتي از زن بازيگر را در صحنه هاي نمايش معرفي مي كند.
او در نمايشهاي «مستنطق»، «ولپن»، «رزماري»، «توپاز» و «پرنده آبي» كه در آن نقش يك گربه بسيار پر انرژي و شيطان را بازي مي كرد، ايفاي نقش مي كند. بعد از رفتن نوشين، مهين اسكوئي هم به شوروي مي رود و تئاتر علمي را در آنجا مي آموزد و با درجه ممتاز موفق به گذراندن دوره كامل كارگرداني مي شود و در سال 1337 اولين كارگرداني خود را با نمايش «خانه عروسك» اثر «ايبسن» تجربه مي كند كه بسيار موفقيت آميز بود. او كارگرداني را ادامه مي دهد تا سال 1348 ، كه بنا به دعوت «عباس جوانمرد» براي افتتاح تالار نمايش موزه ايران باستان «مهين اسكوئي» نمايش «صاعقه» اثر آستروفسكي را با مهدي فتحي، ولي الله شيراندامي، افروز شيراندامي، آذر عايلي، عصمت صفوي و ... اجرا مي كند كه با همين گروه نمايش هاي «در اعماق» اثر گوركي، «سه خواهر» چخوف و ... را به صحنه برده است.
مهين اسكوئي از سال 1358 بخشي ازخانه خود را به كلاس آموزش بازيگري اختصاص داد و در تمامي اين سالها به كار آموزش و تربيت بازيگر پرداخت و اكنون خسته و ناتوان در بيمارستان بستري است و اميدواريم هر چه زودتر بهبود يابد و بتواند نمايش تازه اي بر صحنه ببرد. البته اگر امكاناتش فراهم شود و يا اجازه اين كار به او داده شود.
ششمين كنفرانس زنان نمايشنامه نويس جهان
كنفرانس زنان نمايشنامه نويس جهان، هر سه سال يكبار برگزار مي شود. فكر اصلي پيدايش اين كنفرانس از «كاتلين بتسكو» نمايشنامه نويس آمريكائي بود. زنان درام نويس در اين كنفرانس، درباره آثار، موقعيت شان در اجتماع و تئاتر به عنوان يك زن و ديدگاه هاي اجتماعي ــ سياسي و حرفه شان به بحث مي پردازند.
اولين دروه اين كنفرانس در سال 1988 در بوفالوي نيويورك برگزار شد كه بعدها نيز در همين شهر مركز بين المللي زنان نمايشنامه نويس تاسيس شد. دوره هاي بعدي به ترتيب در تورنتوي كانادا، استراليا، گالوي ايرلند و آتن يونان برگزار شد. ششمين دوره اين كنفرانس در مانيل فيليپين برگزار شد و که مديريت آن بر عهده مالوچيكوب بود. موضوعات مورد بررسی در كنفرانس عبارت بودند از: توليد تئاتر در زمان جنگ يا آشفتگي سياسي، مرزهاي متغير، جنسيت و رابطه جنسي، عدالت، معنويت و سنت.
در اين كنفرانس هنرمندان پر اعتباري به سخنراني پرداختند. اولين سخنران آلن استوارت، سرپرست گروه لاماما بود كه بر لزوم حفظ روابط هنرمندان جهاني با يكديگر تاكيد كرد و هشدار داد نويسندگان نبايد به كارگردان متكي باشند، بلكه بايد كاري كنند كه صداي نمايشنامه نويس از دل نمايش شنيده شود. او استفاده از موسيقي در نمايشنامه را توصيه كرد و زنان نويسنده را به كار بر روي مسائل انساني و نه تنها موضوعات زنان ترغيب كرد.
جسيكا هجدون نويسنده معروف كه در فيليپين متولد شده است، در سخنراني خود به اين مسئله اشاره كرد كه تئاتر درباره ارتباط با تماشاچي است نه انفعال.
ويرجينيا مورنكو نيز از 18 سال كار خود براي يونسكو گفت و اينكه به دليل خوش نيامدن دولت وقت و كليسا از نوشته هايش در تبعيد به سر برده است. مانگا نمايشنامه نويس هندي به ابراز اين نكته كه چگونه از كارش براي بيان موضوعات اجتماعي در هند همچون سوء استفاده از زنان مي پردازد، پرداخت.
وي معتقد است كه در هند به اجراي نمايش هاي سنتي بيشتر از متون ديگر بها داده مي شود. به دليل اينكه اين نوع نمايش ها، ريشه هاي قبيله اي دارند. او گفت زنان نمي توانند خيلي از فرم هاي خاص سنتي را ايفا كرده يا در اجراي نمايش، شركت داشته باشند.
«فايناآل آساي» اولين كارگردان زن تئاتر در مصر است. وي از جدالش با شرايط حاكم براي شناخته شدن به عنوان يك نمايشنامه نويس حرف زد.
«بجانا ميلوسويچ» يوگسلاويايي اطلاعات تكان دهنده اي از كوشش خود براي ادامه دادن به كار تئاتر را بخصوص در زمان بمباران ناتو در اختيار شركت كنندگان گذاشت. زندگي در منطقه جغرافيايي كه در طول يك قرن، پنج بار تغيير نام داده است با شكل گريز ناپذير هويت و آشفتگي عمومي در خلال اغتشاشات داخلي همراه است. اولين اجراي «ميلوسويچ» اغتشاش بابلي براساس شعرهاي برتولت برشت شكل گرفت. و ديگر سخنرانان از اندونزي، يونان، هند، آمريكا و فيليپين بودند.
در خاتمه نمي توان انكار كرد كه اعتبار اين كنفرانس سه سالانه رو به رشد است. اين گردهمايي موقعيتي براي گسترش كار نمايشنامه نويسان زن و پيشرفت آنها به عنوان عواملي براي تغيير مسائل اجتماعي يا استفاده از تئاتر فراهم مي آورد. فرصتي طلايي براي ديدن و درك واكنش همكاران جهاني.
برگرفته از سایت شهروند
http://www.shahrvand.com/Default.asp?IS=953&Content=NW&CD=AT&NID=8#BN953