صحنه تئاتر نمايش...

953ImagesImageSmall2.jpgحسين افصحي ـ تورنتو
آقاي سمندريان كمي دير شد!
در شماره هاي پيشين شهروند در همين صفحه مطلبي نوشتم تحت عنوان شماها چرا؟ شماهايي كه از تئاتريان قديمي هستيد چرا در گروه هيئت بازبيني و سانسور جشنواره فجر قرار مي گيريد و مي گذاريد كه از نام شما سوء استفاده بشود؟ چند هفته اي نگذشته است كه آقاي حميد سمندريان يكي از اعضاء هيئت بازبيني در نامه اي چنين اشاره مي كند و مي نويسد: «زماني كه مسئولان برگزار كننده بيست و سومين جشنواره تئاتر فجر از من خواستند كه در تركيب هيئت بازبيني جشنواره قرار بگيرم، با بيان اين نكته كه براي انجام چنين مسئوليتي زمان لازم و كافي را در اختيار ندارم، از پذيرش اين درخواست سرباز زدم، اما با اصرار و پافشاري بيش از حد آنها ناگزير پذيرفتم، اما متاسفانه آنچه كه پيش بيني مي كردم، اتفاق افتاد: استفاده از عنوان و اعتبار اشخاص براي بزك فرهنگي گروه بازبيني. اين واقعيت تلخ هنگامي مسجل شد كه در اندك زمان حضورم در نشستهاي كارشناسي جهت ارزيابي و جمع بندي ارزش كيفي آثار شركت كننده، شاهد اعمال نظرهاي تبعيض آميز و بعضاً گزينش هاي ناروايي بودم كه توسط برخي از دوستان در هيئت بازبيني به بهانه هاي مختلف انجام شد و اين رويه ناصواب تا آنجا پيش رفت كه حتي نمايش هاي به ظاهر «آوانگارد» با توسل به انواع و اقسام ترفندهايي كه جز اهانت به شعور مخاطب خاصيتي نداشتند، نه تنها امكان حضور در جشنواره را يافتند، بلكه اجراي عمومي آنها نيز از پيش تضمين شد و اين در حالي بود كه برخي از نمايش هايي كه گروه هاي اجرائي آنها، همه نوجوئي و نوآوري خود را جهت بسط و احياي خصايص روشنفكرانه تئاتر به كار بسته بودند، به دلايل واهي مشروط و در نهايت مردود شدند.»

955ImagesImageSmall41.jpgحميد سمندريان در ادامه مي نويسد: از من خواسته شد براي جشنواره پيام بفرستم، بي درنگ از خود پرسيدم كه در اين آشفته بازار تئاتر چه پيامي بفرستم؟ در شرايطي كه تئاتر اين مرز و بوم منبعث از نگرش هاي جشنواره اي و سليقه اي، آن هم از جانب كساني كه منزلت حرفه اي و اجتماعي شان به اعتبار عدالت جويي و آزادمنشي اين هنر دوام يافته است به بيراهه كشانده مي شود، چگونه مي توان اين روند نادرست را با پيام امثال من اصلاح كرد؟ كافي است مسئولان و برگزار كنندگان اين جشن با شكوه تئاتر لااقل بر حسب مسئوليت اداري و نظارتي شان نيم نگاهي به برخي آثار تصويب شده بيندازند تا خود بر اين واقعيت اشراف يابند كه چگونه اجماع كم تدبيران و تنگ نظران مي تواند پايه هاي نه چندان استوار تئاتر كشور را متزلزل سازد و زمينه ساز سقوط آن به قهقرا شود.
به راستي در اين آشفته بازار تئاتر چه پيامي براي جشن تان بفرستم؟ مگر با پيام سمندريان مي توان تئاتر را نجات داد؟

رتبه اول بازيگري جشنواره قبل، ممنوع الكار شد!
بازيگر ــ نويسنده و كارگرداني كه جوان است ولي كارهاي ارزشمندي چه در زمينه بازيگري، چه كارگرداني و نمايشنامه نويسي انجام داده است و در سال گذشته نيز برنده جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره فجر بوده است، از نيمه هاي سال كم كم ممنوع الكار شده است و اجازه هيچ گونه فعاليت هنري نداشته است.

955ImagesImageSmall43.jpgشبنم طلوعي به جرم بهائي بودن اجازه كار ندارد و حتي كارهاي قبلي هم كه براي تلويزيون انجام داده است هر بار كه پخش مجدد مي شود اسم شبنم طلوعي از آن حذف مي شود. شبنم طلوعي به اجبار به خارج از كشور مي آيد و در اين سوي مرزها و آبها اعلام مي دارد كه به خاطر اينكه او جزو معتقدان به كيش بهائي ست پس رسماً او را ممنوع الكار نكردند، ولي در هيچ كجايي نگذاشتند كار كند. در سر صحنه فيلمبرداري گفتند ايشان نباشد بهتر است. در برنامه هاي تلويزيوني گفتند ديگر كار نكند و كارهايي هم كه نمي توانند چهره ايشان را حذف كنند، اسمشان را حذف مي كنند.

955ImagesImageSmall44.jpgشبنم طلوعي مي گويد: به من گفته شد كه ادامه فعاليتم در تلويزيون منوط به انكار مذهبم خواهد بود. خاطره سال هاي آزار اقليت ها و محروميت هايشان از تحصيل يا انجام آئين هاي شخصي مذهبي، مدت ها بود كه فراموش شده بود. ولي وقتي اقدام كردند به تفتيش عقيده لزومي براي انکار نديدم. به من گفتند ادامه فعاليتم در تلويزيون منوط به انكار مذهبم خواهد بود و از من خواسته شد به محض دريافت هر پيشنهاد كاري از تلويزيون آنها را در جريان بگذارم. همه دوستان من در ايران در ارتباطهاي خصوصي با من همدلي كردند و به من پيشنهاد مي كردند كه بهتر است صورت مسئله را پاك كنم. متاسفانه ما ياد گرفته ايم كه اين شيوه را به احقاق حق ترجيح دهيم. بهر حال اين همه لطف و احترام جايي براي توقع در من باقي نمي گذارد. فقط گاهي فكر مي كنم كه كاش «عزاداران بيل» ساعدي يادمان نرود. كاش بدانيم در شرايطي كه حذف امري طبيعي جلوه كند پس به هر بهانه اي مي شود امروز من و فردا تو را حذف كرد. كاش بگذاريم بدانند كه ماندگاري هيچ بنايي به بهاي تخريب، در هيچ جاي اين هستي به ظاهر بي نظم و به باطن بسيار منظم، ممكن نيست.
شبنم طلوعي در ايران به نمايشنامه نويسي، كارگرداني تئاتر و بازيگري و همچنين به تدريس تئاتر در كلاس هاي خصوصي مشغول بوده است.

«اسطوره مهر»
اسطوره مهر عنوان كتابي است كه به زندگي و فعاليتهاي هنري «سوسن تسليمي» در ايران و سوئد پرداخته و توسط بيتا ملكوتي، تاليف شده است و تا چندي ديگر منتشر مي شود. سوسن تسليمي يكي از نادر بازيگران سينما و تئاتر معاصر ما مي باشد. اين كتاب شامل فصل هاي: سالشمار زندگي، سوسن تسليمي و تئاتر، تحليلي اجتماعي بر شش فيلم سوسن تسليمي در سوئد، گزيده حرفهاي هنرمند، سوسن تسليمي از نگاه ديگران، زندگي و سينماي سوسن تسليمي و مقاله اي از سيروس تسليمي ست. اين كتاب در 416 صفحه است كه ابتداي آن يادداشت سوسن تسليمي براي مولف نگاشته شده است.

955ImagesImageSmall42.jpgسوسن تسليمي در اين يادداشت نوشته است: «هنر سينما و تئاتر قله هاي بسياري براي فتح دارد و من خود را هنرجوي نوآموزي مي بينم كه در ابتداي راهم ... هيچ هنرمندي بويژه در تئاتر و سينما بدون مردم قادر به ماندن روي صحنه نيست. خشونت حرفه آن است كه با بي رحمي كامل تو را از صحنه به زير آورده و حذف مي كنند. فعلاً از يك دنيا حرف و حديثي كه در ذهن و خاطراتم دارد، همين چند صفحه را قبول كن و يادداشت مفصل را بگذاريم براي «"شايد وقتي ديگر"».

غربت، پلاك 13
غربت، پلاك 13 نام نمايشنامه اي است كه در تالار كوچك تئاتر مولوي به روي صحنه مي رود. اين نمايش يك اثر دانشجويي به كارگرداني محمدرضا عطائي فر است. اين نمايش در جشنواره تئاتر كهن هندوستان (كاتاك) روي صحنه رفت و در پانزدهمين جشنواره سراسري تئاتر دانشجويي به عنوان اثر برگزيده انتخاب شد و موفق به دريافت جايزه اول نويسندگي متن، كارگرداني، بازيگري زن و مرد و موسيقي برتر شد.

نمايش «بي عزتي» در انگليس جنجال آفريد
نمايش «بي عزتي» كه توسط يك نمايشنامه نويس سيك بريتانيايي به نام «گور پيت كور» نوشته شده است، صحنه هاي قتل و تجاوز جنسي در يك معبد سيك را به تصوير کشيده است.
به خاطر اجراي اين نمايش در شهر «بيرمنگام» سيك هاي اين شهر در مقابل ساختمان تئاتر به تظاهرات پرداختند كه در اين تظاهرات 3 پليس مجروح شدند و اجراي تئاتر تعطيل شد.
معترضان مي گويند: كه اين نمايش، صحنه هايي از سوء استفاده جنسي و قتل را در يك معبد شرح مي دهد واز ايدئولوژي سيك تصويري منفي ارائه مي دهد.
«آقاي راجرز» مدير تئاتر گفت كه تصميم به توقف اكران اين نمايش، پس از گفتگو با پليس و رهبران جامعه سيك ها گرفته شده است. ولي ايشان عقيده دارد كه اين تئاتر از حق خود براي توليد «بي عزتي» و ديگر نمايش هايی كه مسائل معاصر را در يك جامعه چند فرهنگي مد نظر قرار مي دهد با تمام قوا دفاع مي كند.
آقاي راجرز اميدوار است اين نمايش بار ديگر به صحنه برود چرا كه معتقد است اين نمايش بايد ديده شود و درباره آن بحث و گفتگو صورت گيرد. او به همراه ديگر تئاتريها از اينگونه رفتارهاي غير قانوني خشونت آميز كه مي تواند نمايش قانوني يك اثر را متوقف كند اظهار نگراني كرد.

برگرفته از :شهروند


نظرات

اظهار نظر




Remember Me?


                Contact: info [at] radioaida [dot] com
© 2005 Radio Aida :: Design : H&S Media Ltd