هنرمندي با سخاوت!
چندي پيش - پس از چاپ مصاحبه هايي كه با نويسندگان محترم ماهنامه هنر موسيقي (شماره 50، دي و بهمن 1382) و روزنامه شرق (شماره 138، 26 بهمن 1382) و خبرگزاري مهر، درباره مجموعه هاي ((نوبانگ كهن)) و ((ماهور كبير)) داشتم، مطالبي نيز از آقاي حسين عليزاده (نوازنده نامدار تار و سه تار) به عنوان پاسخ در روزنامه هاي همشهري، باني فيلم، ماهنامه هنر موسيقي و سايت هاي اينترنتي ”ايران فلامنكو“ و”موسيقي هنري ايران“ انتشار يافت. لذا اين يادداشت را براي آگاهي مخاطبان مقاله هاي مذكور مي نويسم.
آقاي عليزاده اشاره كرده اند ((شناسنامه اثر را تحريف نكنيم)) ! و جالب اينجاست كه اين شناسنامه كه در بروشور كاست ((نوبانگ كهن)) به چاپ رسيده، توسط خود ايشان و بدون نظرخواهي از بنده نوشته شده و شناسنامه اي است كه به قول خود ايشان ((جاي هيچ حرفي را باقي نگذاشته است))!
همانطور كه اشاره كرده اند ((بافت نوبانگ كهن بر اساس رديف هاي آوازي و سازي موسيقي ايران پايه گذاري شده و كسي به عنوان آهنگساز در اين كار مطرح نمي باشد.)) براي روشن شدن مطلب دو پرسش پيش مي آيد: نخست اينكه مگر موسيقي نوا در جشن هنر شيراز يا شورانگيز و چهارگاه به نام صبحگاهي غير از برداشت هاي مستقيم از رديف ها، گوشه ها، روايات و ساخته هاي استاداني چون درويش خان، دوامي، برومند و ابوالحسن صبا و بداهه هاي كمانچه، ني و آواز (به عنوان زينت كار) نمي باشد؟؟ در شگفتم كه چگونه ايشان در اين مرحله به عنوان آهنگساز مطرح مي شوند؟ دوم آنكه چگونه وقتي موسيقي نوبانگ كهن بدون نظرخواهي از بنده براي موسيقي متن فيلم هايي از پرويز صياد و هادي خرسندي مورد استفاده قرار مي گيرد با تيتر درشت نوشته مي شود ((آهنگساز: حسين عليزاده))؟!
همچنين اشاره كرده اند ((تنظيم و رنگ آميزي توسط نوازندگان در استوديو در حين ضبط انجام گرفته)) در صورتيكه اين تنظيم و رنگ آميزي حاصل تجربيات بيست ساله اينجانب در زمينه موسيقي قرون وسطي اروپا و موسيقي ايراني ست نه چهار روز ضبط در استوديو.
شكي نيست كه آقاي حسين عليزاده از معدود نوازندگاني هستند كه در امر بداهه نوازي به مراحل بالايي دست يافته اند ولي بيانات ايشان درباره بداهه نوازي در مجموعه نوبانگ كهن به دور از حقيقت است زيرا تنها به اين دليل كه در زمان ضبط اثر، عود مناسب در اتريش در دسترس نبود، نت بخش هاي بداهه را شخصا نوشتم و براي ضبط در تهران در اختيار ايشان گذاشتم. حتي اين بخش ها را برايشان سلفژ كردم كه جاي نگراني نباشد كه ظاهرا ايشان تمام اين موارد را فراموش كرده اند.
در بخشي ديگر اشاره كرده اند: ((حضور معنوي ايشان صرفا جنبه تشويق داشته و بود يا نبود آن در كارنامه هنري شان تاثيري نداشته...)) البته ايشان هيچ گونه حق الزحمه اي براي اجرا در اين اثر نگرفتند ولي تمام عوايد حاصل از فروش اثر در ايران تا به امروز به حساب ايشان واريز گشته است و بلافاصله پس از انتشار كارهاي بعدي ايشان، تاثيرات آن به گوش رسيد. و نكته آخر كه نوشته اند بنده شكرگزار سخاوت ايشان از بابت پذيرش مسئوليت اين مجموعه به عنوان راهنما بوده ام!!!! خوشبختانه تمام شواهد اين ماجرا در قيد حيات هستند. بخش هاي مضرابي اين اثر در ابتدا قرار بود توسط برادر اينجانب اجرا گردد ولي نظر به اينكه آقاي عليزاده در آن زمان در منزل ما اقامت داشتند و در جريان مسائل بودند پيشنهاد كردند كه اين بخش خا توسط ايشان اجرا گردد. من هم از اين بابت بسيار خوشحال شدم.
هر هنرمندي داراي شناسنامه اي است كه جناب آقاي عليزاده از معدود هنرمنداني هستند داراي شناسنامه اي رنگارنگ با هويت هاي مختلف. كارنامه هنري ايشان از آغاز تا به امروز چندين بار تغيير سبك داده است. سبك در هنر موسيقي يا هر هنر ديگر از مهمترين اصول است و نشانگر درون و يك رنگي هنرمند است. كارهايي كه در هر چند صباحي با سبك و رنگي جديد به عنوان نوع آوري منتشر ساخته اند تنها به اين موضوع بستگي دارد كه در آن هنگام، معاشر و همساز ايشان چه كسي بوده است. ختم كلام اينكه اگر آقاي عليزاده تا اين اندازه شيفته ((نوبانگ كهن)) شده اند من از حق خود گذشته و آن را تقديم ايشان مي نمايم تا در شناسنامه هنري خود ثبت فرمايند.
خسرو سلطاني
اتريش، ارديبهشت 1383
برگرفته از سایت ایران فلامینکو